ترجمه روسي «الهيات توحيدي شيعه»» علامه طباطبايي منتشر شد.
چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:25
خبرگزاري فارس: كتاب «الهيات توحيدي شيعه» نوشته مرحوم علامه طباطبايي با ترجمه روسيآناستاسيا يژووا و توسط بنياد مطالعات اسلامي در روسيه چاپ و عرضه شد.
به گزارش خبرگزاريفارس به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاع رساني سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي، «الهيات توحيدي شيعه» اثري است از صاحب تفسير الميزان،علامه طباطبائي (ره). اين اثر حاصل مجموعه جلساتي است كه با حضور ويليامچيتيك و سيد حسين نصر برگزارشده است. كتاب مذكور توسط ويليام چيتيك به زبان انگليسي آماده شده و زير نظر و با مقدمه دكتر نصر منتشر شده است. كتاب در سه فصل تنظيم شده كه عبارتند از: «وحدانيت خدا»، «حاكم و جامعه(براساس عهدنامه مالك اشتر)»، «زندگي معنوي: دعا و تضرع».
آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:28
20 و 21 شهريور در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه
چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:17
آزمون كتبي پذيرش دانشجوي دكتراي فلسفه غرب برگزار ميشود.
خبرگزاري فارس: آزمون كتبي پذيرش دانشجوي دكتراي فلسفه غرب در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفهايران، روزهاي شنبه و يكشنبه 20 و 21 شهريورماه برگزار ميشود.
به گزارش خبرگزاريفارس به نقل از روابط عمومي مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، آزمون كتبيپذيرش دانشجوي دكترا در فلسفه غرب، روزهاي شنبه و يكشنبه 20 و 21شهريورماه (حتي در صورت اعلام تعطيلي اين دو روز از سوي هيئت دولت) برگزارميشود. اين آزمون از ساعت 9 تا 13 روزهاي شنبه 20 و يكشنبه 21 شهريور ماه برگزار ميشود. مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران براي نيمسال اول سال تحصيلي 90 ـ 1389در شاخه «فلسفه غرب» از طريق آزمون كتبي و مصاحبه حضوري دانشجوي دكتراميپذيرد. اين مؤسسه كه رياست آن بر عهده غلامرضا اعواني است، در خيابان نوفللوشاتو، كوچه آراكليان، شماره 6 واقع شده است.
آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:20
ابتلائات حضرت زهرا (س) عامل افشاي جبهه نفاق بود.
چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:08
حجتالاسلام سيدمهدي ميرباقري معتقد است: حضرت زهرا (س) در دوره كوتاه 75يا 95 روزه پس از رحلت پيامبر (ص) راه جبهه تاريخي ظلمت را بسته و تمامتلاش دستگاه ابليس را كه محور شيطنت، استكبار و طغيان در مقابل خداوند استرا سد كردند.
به گزارش خبرگزاريفارس، حجتالاسلام والمسلمين سيدمهدي ميرباقري، رئيس فرهنگستان علوماسلامي، پيرامون ماه مبارك رمضان مقالهاي با عنوان «ابتلائات حضرت زهرا (س)؛ عامل افشاي جبهه نفاق» نگاشته است كه مشروح آن در پي ميآيد: يكي از بشارتهاي عظيمي كه خداوند متعال در قرآن مجيد به نبيّ مكرّماسلام (ص) و همچنين، به بركت آن وجود مقدس به امّت ايشان داده، بشارت شبقدر است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فيلَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْر(2)». اين سورهدر مورد شب قدر سخن ميگويد نه در مورد قرآن؛ به همين دليل، به سرعت ازنزول قرآن عبور ميكند و ميفرمايد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْأَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِرَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (4) سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)»؛ يعني اين شبي است كه از هزار ماه بهتر است. طبيعي است براي امّت نبي اكرم (ص) بشارت بزرگي در اين سوره مباركهوجود دارد و آن اينكه به شفاعت پيامبر (ص)، راه امت ايشان به اندازهايكوتاه شده كه ميتوانند راه طولاني امم گذشته را در يك شب بپيمايند. آنگونه كه از ظاهر روايات برداشت ميشود؛ شب قدر در امم گذشته وجودنداشته، ولي به شفاعت پيامبر (ص)، راه امت او كوتاه شده است. در روايت آمدهكه اگر عمر امّت پيامبر (ص) نيز كوتاه است به همين دليل است چون زندگي دراين دنيا هيچ موضوعيتي ندارد و دنيا معبر انسانها است؛ «أَ وَ لَمْنُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّر» [1]. (آيا شما را بهاندازهاى كه هر كس كه اهل تذكّر است در آن متذكّر مىشود عمر نداديم؟) در حقيقت به اندازهاي كه براي رشد انسان لازم است به او عمر ميدهند. در روايت نوراني كه مرحوم فيض در كتاب شريف صافي در مورد سوره قدر نقلكرده آمده است كه در محضر وجود مقدس رسول الله (ص)، دربارهي امم گذشتهصحبت ميشد. در اين ميان، نام فردي از بني اسرائيل به ميان آمد كه بيش ازهزار ماه در راه خدا شمشير به دوش كشيده و در جبهههاي جنگ مبارزه كرده بودو از بركت جهاد في سبيلالله، بيش از هزار ماه برخوردار شده بود؛ «إِنَّالْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِأَوْلِيَائِه» [2]. پيامبر (ص) از شنيدن اين سخن و از اينكه انساني بتواندبيش از هزار ماه در راه خدا مجاهده كند، بسيار شگفتزده شد. سپس از خداوندمتعال پرسيدند كه خدايا در برابر اين عمر طولاني كه به امم گذشته عطا كرديآنها كه موفق به اين عبادات طولاني ميشدند، به امّت من چه عطا كردهاي؟آنگاه خداوند متعال سورهي قدر را بر وجود مقدس رسولالله (ص) نازل كرد؛يعني ما به بركت شما به امت شما شب قدر را داديم و با وجود آن ديگر به آندرنگ و توقّف طولاني در اين دنيا نيازي نيست؛ به بيان ديگر با آمدنِ حضرت،راه بسيار كوتاه شد و با درك اين فضيلت ميتوان همه آن راههاي طولاني راپشت سر گذاشت. نكته ديگري كه در مورد شب قدر از روايات نوراني اهلبيت (ع) برداشتميشود، اين است كه شب قدر يك عطاي مخصوص به خود نبي اكرم (ص) براي بهانجام رساندن رسالتشان است. يعني براي اينكه حضرت در اهدافشان ـ كه بردنهمه عالم به سوي خدا و شفاعت همه انبيا و اوليا است ـ به نتيجه برسند، بهايشان عطا شده است. رسالت پيامبر (ص) دستگيري از همه است و هر كسي به خداميرسد به واسطه نبوّت مطلقه نبي اكرم (ص) است. حتي نبوّت انبياي گذشتههم ـ آنچنان كه در روايات نيز آمده است ـ از فروع نبوّت نبي اكرم (ص) وشعبهاي از شعب اين نورانيّتي است كه به حضرت داده شده است. همه اينهدايتها به حضرت بر ميگردد و همانگونه كه گفتيم آنچه براي به مقصد رسيدناين رسالت و رفع موانع به پيامبر (ص) عطا شده، شب قدر است. در صافي شريفنقل شده كه روزي پيامبر (ص) در خواب ديدند كه بنياميه بر منبر ايشان بالارفتند و مردم را رو به عقب بر گرداندند، دوباره جانها را متوجه دنيا كردندو جاهليت را در شكل جديدي از نو برگردانند. پيامبر (ص) وقتي از خواببرخاستند، اندوهگين شدند؛ چون خواب ايشان به منزله وحي است. در اين هنگامجبرئيل به ايشان عرض كرد يا رسول الله چرا نگران هستيد؟ پيامبر (ص) فرمودندچنين خوابي ديدم. جبرئيل گفت من از ماجرا بيخبرم بايد بروم و از خداوندمتعال خبر بياورم. جبرئيل رفت و برگشت و سوره قدر و تعداد ديگري از آياتقرآن را براي پيامبر با خود آورد. بنابراين يكي از شأن نزولهاي سورهي قدر اين ماجرا است. خداي متعال بهپيامبر (ص) ميفرمايد؛ درست است كه ما يك دولت طولاني و هزار ماهه بهبنياميه داديم و به آنها اجازه داديم كه بر منصب تو بنشينند و خلافتكنند، ولي نگران نباش، آنچه به تو عطا كرديم از همهي آنها بهتر است. كارتو اين است كه مردم را به سوي خدا دعوت نمايي؛ ولي شأن آنها اين است كهمردم را به سمت دنيا برگردانند، به آنها مهلت ميدهيم ولي به تو چيزي عطاكردهايم كه با دادن اين سرمايه به تو همه آن دولتهاي ناپايدار، جبرانميشود، و آن چيزي نيست به جز «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»؛ يعني از دولتهزار ماهه بنياميه، بنيتيم و عدي ـ كه همه فتنهها زير سر آنها بود ـطولانيتر است.
* حضرت زهرا (س) حقيقت شب قدر است
در بحارالانوار از تفسير فرات ابن ابراهيم آمده است كه امام صادق (ع) فرمودند: «اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللهُ» [3]؛ به اين معنا كهليلةالقدر يعني وجود مقدس فاطمه زهرا (س). سپس فرمودند: كه "«فَمَنْعَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَالْقَدْرِ»، يعني اگر كسي بتواند به حقيقت معرفت فاطمه زهرا (س) راه پيداكند، به شب قدر راه پيدا كرده است. روشن است كه مقصود از اين معرفت، معرفتبه مقام نورانيّت است. اين معرفت معمولي راهگشا نيست. حقيقت راهيابي بهشب قدر، راه يافتن به مقام ولايت خداوند متعال و معرفت به مقام نورانيّتاولياي الهي است، كه اين معرفت عين معرفت خداوند متعال است: «مَعْرِفَتِيبِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِعَزَّوَجَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّة» [4]. اگر كسي بتواند بهآستانه رفيع فاطمه زهرا (س) راه پيدا كند و نورانيت حضرت در دل او تجليكند، برابر با شب قدر است؛ يعني همه اين راههاي طولاني با دستيابي بهاين معرفت پيموده ميشود، چون هدف چيزي نيست به جز قرب، عبوديت و معرفت. «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون» [5]. در رواياتآورده است: «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّالِيَعْرِفُوه» [6]؛ يعني هدف، معرفتالله است. اين معرفت نيز بر طريق حجّت واستدلال نيست، چراكه حجت براي فراعنه تاريخ نيز تمام ميشود. حجت بردشمنان نيز تمام ميشود. درحاليكه اينها عارف به خدا نيستند. معرفت، آنمعرفت حقيقي و معرفت واقعي خداوند متعال است. به بيان ديگر، معرفت مقام نورانيّت است. بنابراين چيزي كه بايد به آنراه يافت و همه اين عمر براي رسيدن به آن است، معرفت خداوند متعال است واين معرفت فقط از راه معرفت انوار ائمه معصومين (ع) ايجاد ميشود و وجودصديقه طاهره (س) به گونهاي اين نور را در عالم تجلي داده كه راه معرفتخداوند متعال و معرفت اين انوار الهي را آسان كرده است. حضرت صديقه طاهره (س) حلقهي اتصال همه عوالم به ولايت كليه و نبوّت مطلقه رسول الله (ص) هستند و شايد معناي شب قدر بودن فاطمه زهرا (س) براي وجود مقدس حضرت اينباشد كه ايشان طريق هدايت به رسول الله (ص) هستند.
* ابتلائات حضرت زهرا (س)؛ عامل افشاي جبهه نفاق
مقاومتي كه حضرت صديقه (س) در مقابل دستگاه باطل كردند، راه رسيدن بهمقام نورانيّت و معرفت را بر همه امت كوتاه كرده است؛ آن چنان كه اگر رسالتپيامبر (ص) هدايت همه امت به سمت خداوند متعال بود، آن كسي كه جبران همهموانع و تاريكيها و ظلمتها را كرده و جلوي دشمنان حضرت ايستاد، فاطمهزهرا (س) بود. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَالْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِغُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ (112) وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَبِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُون» [7]. (اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم؛آنها بطور سرى سخنان فريبنده و بىاساس (براى اغفال مردم) به يكديگرمىگفتند؛ و اگر پروردگارت مىخواست، چنين نمىكردند؛ (و مىتوانست جلوآنها را بگيرد؛ ولى اجبار سودى ندارد.)بنابراين، آنها و تهمتهايشان را بهحال خود واگذار! (112) نتيجه اين خواهد شد كه دلهاى منكران قيامت، به آنهامتمايل گردد؛ و به آن راضى شوند؛ و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند) خداوند متعال در مقابل هر پيامبري يك دشمني قرار داده است. اين دشمن يكهمآورد نيز هست؛ بنابراين آن شياطين جني و انسي كه در مقابل وجود مقدس نبياكرم (ص) شيطنت و اغواگري ميكنند، رئيس همه شياطين و سرآمد و محور همههستند. در روايات ما از اين شياطين نام برده شده است. در بعضي از رواياتنام شياطيني كه با انبياي اولوالعزم گذشته درگير بودند، آورده شده است. درمورد پيامبر (ص) نيز شياطيني ذكر شدهاند كه دشمنان خاص نبي اكرم (ص) هستندو با حضرت دشمني ميكنند و به تعبير آيات قرآن و روايات معصومين (ع)،نتيجه دولت آنها ظلمت تاريخي است: «وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشاها» [8] (و بهشب، آن هنگام كه زمين را بپوشانند) در روايات به دولت آنها تفسير شده است [9]. در مقابل، خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام نور وجود مقدس فاطمهزهرا (س) را عطا كرده است و بر طبق رويات ما، اين وجود مقدس حقيقتليلةالقدري است كه خداوند متعال به وجود مقدّس رسول الله (ص) عطا كرده وباعث كوتاه شدن راه دعوت به سوي خداي متعال شده و موانع و دشمنيها باايشان دفع شده است؛ به اين شكل كه سرآغاز درگيري با جبهه باطل و جبههنفاق بعد از رسول الله (ص)، وجود مقدس فاطمه زهرا (س) است. اميرالمؤمنين (ع) مأمور به صبر هستند؛ شيعيان اندكي هم كه گرد حضرت باقي ماندند مأمور بهصبر هستند چون رفتن آنها در اين شرايط به ثمر نخواهد نشست. آن كسي كهمقاومت و مقابلهاش، مسير تاريخ را روشن ميكند و حجت را بر همه تمامميكند، فاطمه زهرا (س) است؛ آن هم با آن مقاومت سنگين و عجيبي كه ايشاندر اين مدّت بسيار كوتاه داشتند؛ يعني در يك دوره كوتاه 75 يا 95 روزهكاري كردند كه راه جبهه تاريخي ظلمت را سد كردند و تمام تلاش دستگاه ابليسرا كه محور شيطنت، استكبار و طغيان در مقابل خدا هستند، سد كردند. ايشان با اين كار، عالم را نوراني كردند و هيچ انسان مؤمن و موحّدينيست، مگر اينكه در پرتو اين نور، به سوي نبي اكرم (ص) ميرود. اگر ايننور نبود، راه همه عوالم به سوي نبيّ خاتم (ص) و به سوي اميرالمؤمنين (ع) بسته ميشد. هر كسي به سوي حضرت هدايت شده، از بستر فاطمه زهرا (س) است؛بنابراين آن كساني كه چشمهايشان را به روي اين دورهي 75 تا 95 روزهيتاريخ ميبندند و حوادث اين مدت را ناديده ميگيرند، بدون ترديد در قدم اولاز اميرالمؤمنين (ع) در قدم دوم از نبي خاتم (ص) و در قدم سوم از خدا جداميشوند. تنها چراغي كه در دل اين ظلماتي كه اولياي طاغوت در عالم ايجادكردند، ميدرخشد و عالم را روشن ميكند، فاطمه زهرا (س) است. انوار ائمه معصومين (ع) از اين نور جلوه كرده و راهي به جز فاطمهزهرا (س) به سوي آن انوار نيست. آن كسي كه مبارزه جدي صديقه طاهره ومقاومت او را در مقابل ظلماني كردن تاريخ نبيند، ظلمت خود او را فرا خواهدگرفت؛ بنابراين كساني كه چشمهايشان را بر اين نور بستند، با تمام ادّعاييكه داشتند و با تمام عبادت و رياضتي كه انجام دادند، زمينگير شدند و صفشانرا از صف رسول الله (ص) و صف اميرالمؤمنين (ع) جدا كردند. حضرت زهرا (س) بعد از رحلت رسول الله (ص) خطبه غرّا و بينظيريخواندند، كه در آن كاملاً آشكار است كه حق كدام سمت و باطل كدام سمت است،اما حتي يك نفر از او حمايت نكرد! روشن است كه اگر با وجود اين افشاگريهاكسي چشمش را بر روي اين چراغ بست خود به تاريكي رفته است. اگرچه از نزديكانپيامبر بوده باشند. با آن احاديث عجيبي كه در مورد آنها جعل شده، چهگونه ميشود كسي اشتباه نكند؟! «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِه» [10]، يعنيدر يك قلب دو محبّـت نميگنجد، پس نميتوان محبت اهل بيت و دشمنان آنها رادر يك قلب جمع كرد، بلكه بايد صف خود را روشن كنيم. آنهايي كه چشمهايشانرا نسبت به صديقه طاهره (س) بستند، از حقيقت دين جدا شدند و آنچه كهپذيرفتند يك پوسته و يك نفاق است و اين همان كاري است كه دشمن انجام دادهاست. حقيقت و باطن دين ولايت وليّالله است. حقيقت دين، تجلّي ولايت خداست. اما عدهاي نسبت به اين حقيقت، چشم خود را ميبندند. كساني كه مقابل حضرتصديقه طاهره (س) قرار گرفتند نيز چنين كردند و باطن دين را از دين گرفتند وتنها يك پوسته براي دين باقي گذاشتند و اينكار را از طريق جا انداختن «حسبنا كتاب الله» انجام دادند در حالي كه پيامبر تأكيد داشتند كه: «إِنِّيتَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْتَضِلُّوا بَعْدِي. كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ» [11]؛ يعنيدين با ولايت تمام ميشود؛ باطن دين چيزي جز ولايت ولي الله نيست و حقيقتتوحيد از طريق تولّي و تبري حاصل ميشود. اين مبارزهاي است كه همهي حجتهايش تمام شده است؛ از حمايت كردن تامقاومت كردن در كوچه، تا خطبه خواندن و تا جوانمرگ شدن حضرت و پنهان بودنقبر او همه آياتي هستند كه صديقه طاهره (س) آنها را براي مبارزه خود تدبيركردند. مثلاً؛ رحلت ايشان در سنين جواني يك رحلت طبيعي نيست. اين رحلت، رحلتياست كه به درخواست خود حضرت و دعاي خود ايشان رخ داده است. رواياتي در كتابشريف كافي هست كه بر اين نكته تاكيد دارد كه معصومين عليهم السلام، نوعمرگشان را خودشان انتخاب ميكنند. دليل رحلت و شهادت اين صديقه شهيده درجواني اين است كه حجّت با او تمام شد. طبيعي است كساني كه چشمهايشان را در مقابل اين چراغ بستند، از باطندين كه ولايت است جدا شدند. اين جدايي، جدايي از خدا و رسول اوست و ديني كهباقي ميماند دين نيست. اين همان است كه سيدالشهداء (ع) ميفرمودند: «النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِم» [12]؛ ديني كه در آن به اسم خدا و خلافت رسول الله (ص)، وجود مقدس سيدالشهداء (ع) را به شهادت ميرسانند و بعد از آن جشن ميگيرند. اين چه دينياست؟ اين دينداري صد بار از كفر بدتر است! اين نوع دينداري محصول چشمبستن به نور صديقه طاهره (س) بود.
آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:16