صفحه اصلی اطلاع رساني مجله خبری
مجله خبري
ترجمه روسي «الهيات توحيدي شيعه»» علامه طباطبايي منتشر شد. مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:25
خبرگزاري فارس: كتاب «الهيات توحيدي شيعه» نوشته مرحوم علامه طباطبايي با ترجمه روسي آناستاسيا يژووا و توسط بنياد مطالعات اسلامي در روسيه چاپ و عرضه شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاع رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، «الهيات توحيدي شيعه» اثري است از صاحب تفسير الميزان، علامه طباطبائي (ره). اين اثر حاصل مجموعه جلساتي است كه با حضور ويليام چيتيك و سيد حسين نصر برگزارشده است.
كتاب مذكور توسط ويليام چيتيك به زبان انگليسي آماده شده و زير نظر و با مقدمه دكتر نصر منتشر شده است.
كتاب در سه فصل تنظيم شده كه عبارتند از: «وحدانيت خدا»، «حاكم و جامعه(براساس عهدنامه مالك اشتر)»، «زندگي معنوي: دعا و تضرع».

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:28
 
20 و 21 شهريور در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:17
آزمون كتبي پذيرش دانشجوي دكتراي فلسفه غرب برگزار مي‌شود.

خبرگزاري فارس: آزمون كتبي پذيرش دانشجوي دكتراي فلسفه غرب در مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، روزهاي شنبه و يك‌شنبه 20 و 21 شهريورماه برگزار مي‌شود.

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، آزمون كتبي پذيرش دانشجوي دكترا در فلسفه غرب، روزهاي شنبه و يك‌شنبه 20 و 21 شهريورماه (حتي در صورت اعلام تعطيلي اين دو روز از سوي هيئت دولت) برگزار مي‌شود.
اين آزمون از ساعت 9 تا 13 روزهاي شنبه 20 و يكشنبه 21 شهريور ماه برگزار مي‌شود.
مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران براي نيمسال اول سال تحصيلي 90 ـ 1389 در شاخه «فلسفه غرب» از طريق آزمون كتبي و مصاحبه حضوري دانشجوي دكترا مي‌‌پذيرد.
اين مؤسسه كه رياست آن بر عهده غلامرضا اعواني است، در خيابان نوفل‌لوشاتو، كوچه آراكليان، شماره 6 واقع شده است.

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:20
 
ابتلائات حضرت زهرا (س) عامل افشاي جبهه نفاق بود. مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:08

حجت‌الاسلام سيدمهدي ميرباقري معتقد است: حضرت زهرا (س) در دوره‌ كوتاه 75 يا 95 روزه پس از رحلت پيامبر (ص) راه جبهه تاريخي ظلمت را بسته و تمام تلاش دستگاه ابليس را كه محور شيطنت، استكبار و طغيان در مقابل خداوند است را سد كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمهدي ميرباقري، رئيس فرهنگستان علوم اسلامي، پيرامون ماه مبارك رمضان مقاله‌اي با عنوان «ابتلائات حضرت زهرا (س)؛ عامل افشاي جبهه نفاق» نگاشته است كه مشروح آن در پي مي‌آيد:
يكي از بشارت‌هاي عظيمي كه خداوند متعال در قرآن مجيد به نبيّ مكرّم اسلام (ص) و هم‌چنين، به بركت آن وجود مقدس به امّت ايشان داده، بشارت شب قدر است. خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْر(2)». اين سوره در مورد شب قدر سخن مي‌گويد نه در مورد قرآن؛ به همين دليل، به سرعت از نزول قرآن عبور مي‌كند و مي‌‌فرمايد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (4) سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)»؛ يعني اين شبي است كه از هزار ماه بهتر است.
طبيعي است براي امّت نبي اكرم (ص) بشارت بزرگي در اين سوره‌ مباركه وجود دارد و آن اين‌كه به شفاعت پيامبر (ص)، راه امت ايشان به اندازه‌اي كوتاه شده كه مي‌توانند راه طولاني امم گذشته را در يك شب بپيمايند. آن‌گونه كه از ظاهر روايات برداشت مي‌شود؛ شب قدر در امم گذشته وجود نداشته، ولي به شفاعت پيامبر (ص)، راه امت او كوتاه شده است. در روايت آمده كه اگر عمر امّت پيامبر (ص) نيز كوتاه است به همين دليل است چون زندگي در اين دنيا هيچ موضوعيتي ندارد و دنيا معبر انسان‌ها است؛ «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّر» [1]. (آيا شما را به اندازه‏اى كه هر كس كه اهل تذكّر است در آن متذكّر مى‏شود عمر نداديم؟)
در حقيقت به اندازه‌اي كه براي رشد انسان لازم است به او عمر مي‌دهند. در روايت نوراني كه مرحوم فيض در كتاب شريف صافي در مورد سوره‌ قدر نقل كرده آمده است كه در محضر وجود مقدس رسول الله (ص)، درباره‌ي امم گذشته صحبت مي‌شد. در اين ميان، نام فردي از بني اسرائيل به ميان آمد كه بيش از هزار ماه در راه خدا شمشير به دوش كشيده و در جبهه‌هاي جنگ مبارزه كرده بود و از بركت جهاد في سبيل‌الله، بيش از هزار ماه برخوردار شده بود؛ «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِه» [2]. پيامبر (ص) از شنيدن اين سخن و از اين‌كه انساني بتواند بيش از هزار ماه در راه خدا مجاهده كند، بسيار شگفت‌زده شد. سپس از خداوند متعال پرسيدند كه خدايا در برابر اين عمر طولاني كه به امم گذشته عطا كردي آن‌ها كه موفق به اين عبادات طولاني مي‌شدند، به امّت من چه عطا كرده‌اي؟ آن‌گاه خداوند متعال سوره‌ي قدر را بر وجود مقدس رسول‌الله (ص) نازل كرد؛ يعني ما به بركت شما به امت شما شب قدر را داديم و با وجود آن ديگر به آن درنگ و توقّف طولاني در اين دنيا نيازي نيست؛ به بيان ديگر با آمدنِ حضرت، راه بسيار كوتاه شد و با درك اين فضيلت مي‌توان همه‌ آن راه‌هاي طولاني را پشت سر گذاشت.
نكته‌ ديگري كه در مورد شب قدر از روايات نوراني اهل‌بيت (ع) برداشت مي‌شود، اين است كه شب قدر يك عطاي مخصوص به خود نبي اكرم (ص) براي به انجام رساندن رسالت‌شان است. يعني براي اين‌كه حضرت در اهدافشان ـ كه بردن همه‌ عالم به سوي خدا و شفاعت همه‌ انبيا و اوليا است ـ به نتيجه برسند، به ايشان عطا شده است. رسالت پيامبر (ص) دست‌گيري از همه است و هر كسي به خدا مي‌رسد به واسطه‌ نبوّت مطلقه‌ نبي اكرم (ص) است. حتي نبوّت انبياي گذشته هم ـ آن‌چنان كه در روايات نيز آمده است ـ از فروع نبوّت نبي اكرم (ص) و شعبه‌اي از شعب اين نورانيّتي است كه به حضرت داده شده است. همه‌ اين هدايت‌ها به حضرت بر مي‌گردد و همان‌گونه كه گفتيم آنچه براي به مقصد رسيدن اين رسالت و رفع موانع به پيامبر (ص) عطا شده، شب قدر است. در صافي شريف نقل شده كه روزي پيامبر (ص) در خواب ديدند كه بني‌اميه بر منبر ايشان بالا رفتند و مردم را رو به عقب بر گرداندند، دوباره جان‌ها را متوجه دنيا كردند و جاهليت را در شكل جديدي از نو برگردانند. پيامبر (ص) وقتي از خواب برخاستند، اندوهگين شدند؛ چون خواب ايشان به منزله‌ وحي است. در اين هنگام جبرئيل به ايشان عرض كرد يا رسول الله چرا نگران هستيد؟ پيامبر (ص) فرمودند چنين خوابي ديدم. جبرئيل گفت من از ماجرا بي‌خبرم بايد بروم و از خداوند متعال خبر بياورم. جبرئيل رفت و برگشت و سوره‌ قدر و تعداد ديگري از آيات قرآن را براي پيامبر با خود آورد.
بنابراين يكي از شأن نزول‌هاي سوره‌ي قدر اين ماجرا است. خداي متعال به پيامبر (ص) مي‌فرمايد؛ درست است كه ما يك دولت طولاني و هزار ماهه به بني‌اميه داديم و به آن‌ها اجازه داديم كه بر منصب تو بنشينند و خلافت كنند، ولي نگران نباش، آن‌چه به تو عطا كرديم از همه‌ي آن‌ها بهتر است. كار تو اين است كه مردم را به سوي خدا دعوت نمايي؛ ولي شأن آن‌ها اين است كه مردم را به سمت دنيا برگردانند، به آنها مهلت مي‌دهيم ولي به تو چيزي عطا كرده‌ايم كه با دادن اين سرمايه به تو همه‌ آن دولت‌هاي ناپايدار، جبران مي‌شود، و آن چيزي نيست به جز ‌«خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»؛ يعني از دولت هزار ماهه‌ بني‌اميه، بني‌تيم و عدي ـ كه همه فتنه‌ها زير سر آن‌‌ها بود ـ طولاني‌تر است.

* حضرت زهرا (س) حقيقت شب قدر است

در بحارالانوار از تفسير فرات ابن ابراهيم آمده است كه امام صادق (ع) فرمودند: «اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللهُ» [3]؛ به اين معنا كه ‌ليلةالقدر يعني وجود مقدس فاطمه‌ زهرا (س). سپس فرمودند: كهفَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ»، يعني اگر كسي بتواند به حقيقت معرفت فاطمه‌ زهرا (س) راه پيدا كند، به شب قدر راه پيدا كرده است. روشن است كه مقصود از اين معرفت، معرفت به مقام نورانيّت است. اين معرفت معمولي راه‌گشا نيست. حقيقت راه‌يابي به شب قدر، راه يافتن به مقام ولايت خداوند متعال و معرفت به مقام نورانيّت اولياي الهي است، كه اين معرفت عين معرفت خداوند متعال است: «مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ‏ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّة» [4]. اگر كسي بتواند به آستانه‌ رفيع فاطمه‌ زهرا (س) راه پيدا كند و نورانيت حضرت در دل او تجلي كند، برابر با شب قدر است؛ يعني همه‌ اين راه‌هاي طولاني با دست‌يابي به اين معرفت پيموده مي‌شود، چون هدف چيزي نيست به جز قرب، عبوديت و معرفت. «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون» [5]. در روايات آورده است: «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوه» [6]؛ يعني هدف، معرفت‌الله است. اين معرفت نيز بر طريق حجّت و استدلال نيست، چراكه حجت براي فراعنه‌ تاريخ نيز تمام مي‌شود. حجت بر دشمنان نيز تمام مي‌شود. درحالي‌كه اينها عارف به خدا نيستند. معرفت، آن معرفت حقيقي و معرفت واقعي خداوند متعال است.
به بيان ديگر، معرفت مقام نورانيّت است. بنابراين چيزي كه بايد به آن راه يافت و همه‌‌ اين عمر براي رسيدن به آن است، معرفت خداوند متعال است و اين معرفت فقط از راه معرفت انوار ائمه‌ معصومين (ع) ايجاد مي‌شود و وجود صديقه‌ طاهره (س) به گونه‌اي اين نور را در عالم تجلي داده كه راه معرفت خداوند متعال و معرفت اين انوار الهي را آسان كرده است. حضرت صديقه طاهره (س) حلقه‌ي اتصال همه‌ عوالم به ولايت كليه و نبوّت مطلقه‌ رسول الله (ص) هستند و شايد معناي شب قدر بودن فاطمه‌ زهرا (س) براي وجود مقدس حضرت اين باشد كه ايشان طريق هدايت به رسول الله (ص) هستند.

* ابتلائات حضرت زهرا (س)؛ عامل افشاي جبهه نفاق

مقاومتي كه حضرت صديقه (س) در مقابل دستگاه باطل كردند، راه رسيدن به مقام نورانيّت و معرفت را بر همه امت كوتاه كرده است؛ آن چنان كه اگر رسالت پيامبر (ص) هدايت همه‌ امت به سمت خداوند متعال بود، آن كسي كه جبران همه‌ موانع و تاريكي‌ها و ظلمت‌ها را كرده و جلوي دشمنان حضرت ايستاد، فاطمه‌ زهرا (س) بود. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ (112) وَ لِتَصْغى‏ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُون» [7]. (اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم؛ آنها بطور سرى سخنان فريبنده و بى‏اساس (براى اغفال مردم) به يكديگر مى‏گفتند؛ و اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند؛ (و مى‏توانست جلو آنها را بگيرد؛ ولى اجبار سودى ندارد.)بنابراين، آنها و تهمت‌هايشان را به حال خود واگذار! (112) نتيجه اين خواهد شد كه دل‌هاى منكران قيامت، به آنها متمايل گردد؛ و به آن راضى شوند؛ و هر گناهى كه بخواهند، انجام دهند)
خداوند متعال در مقابل هر پيامبري يك دشمني قرار داده است. اين دشمن يك همآورد نيز هست؛ بنابراين آن شياطين جني و انسي كه در مقابل وجود مقدس نبي اكرم (ص) شيطنت و اغواگري مي‌كنند، رئيس همه‌ شياطين و سرآمد و محور همه هستند. در روايات ما از اين شياطين نام برده شده است. در بعضي از روايات نام شياطيني كه با انبياي اولوالعزم گذشته درگير بودند، آورده شده است. در مورد پيامبر (ص) نيز شياطيني ذكر شده‌اند كه دشمنان خاص نبي اكرم (ص) هستند و با حضرت دشمني مي‌كنند و به تعبير آيات قرآن و روايات معصومين (ع)، نتيجه‌ دولت آن‌ها ظلمت تاريخي است: «وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشاها» [8] (و به شب، آن هنگام كه زمين را بپوشانند) در روايات به دولت آن‌ها تفسير شده است [9].
در مقابل، خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام نور وجود مقدس فاطمه‌ زهرا (س) را عطا كرده است و بر طبق رويات ما، اين وجود مقدس حقيقت ليلةالقدري است كه خداوند متعال به وجود مقدّس رسول الله (ص) عطا كرده و باعث كوتاه شدن راه دعوت به سوي خداي متعال شده و موانع و دشمني‌ها با ايشان دفع شده است؛ به اين شكل كه سرآغاز درگيري با جبهه‌ باطل و جبهه‌ نفاق بعد از رسول الله (ص)، وجود مقدس فاطمه زهرا (س) است. اميرالمؤمنين (ع) مأمور به صبر هستند؛ شيعيان اندكي هم كه گرد حضرت باقي ماندند مأمور به صبر هستند چون رفتن آن‌ها در اين شرايط به ثمر نخواهد نشست. آن كسي كه مقاومت و مقابله‌اش، مسير تاريخ را روشن مي‌كند و حجت را بر همه تمام مي‌كند، فاطمه‌ زهرا (س) است؛ آن هم با آن مقاومت سنگين و عجيبي كه ايشان در اين مدّت بسيار كوتاه داشتند؛ يعني در يك دوره‌ كوتاه 75 يا 95 روزه كاري كردند كه راه جبهه تاريخي ظلمت را سد كردند و تمام تلاش دستگاه ابليس را كه محور شيطنت، استكبار و طغيان در مقابل خدا هستند، سد كردند.
ايشان با اين كار، عالم را نوراني كردند و هيچ انسان مؤمن و موحّدي نيست، مگر اين‌كه در پرتو اين نور، به سوي نبي اكرم (ص) مي‌رود. اگر اين نور نبود، راه همه‌ عوالم به سوي نبيّ خاتم (ص) و به سوي اميرالمؤمنين (ع) بسته مي‌شد. هر كسي به سوي حضرت هدايت شده، از بستر فاطمه‌ زهرا (س) است؛ بنابراين آن كساني كه چشم‌هايشان را به روي اين دوره‌ي 75 تا 95 روزه‌ي تاريخ مي‌بندند و حوادث اين مدت را ناديده مي‌گيرند، بدون ترديد در قدم اول از اميرالمؤمنين (ع) در قدم دوم از نبي خاتم (ص) و در قدم سوم از خدا جدا مي‌شوند. تنها چراغي كه در دل اين ظلماتي كه اولياي طاغوت در عالم ايجاد كردند، مي‌درخشد و عالم را روشن مي‌كند، فاطمه‌ زهرا (س) است.
انوار ائمه‌ معصومين (ع) از اين نور جلوه كرده و راهي به جز فاطمه‌ زهرا (س) به سوي آن انوار نيست. آن كسي كه مبارزه‌ جدي صديقه‌ طاهره و مقاومت او را در مقابل ظلماني كردن تاريخ نبيند، ظلمت خود او را فرا خواهد گرفت؛ بنابراين كساني كه چشم‌هايشان را بر اين نور بستند، با تمام ادّعايي كه داشتند و با تمام عبادت و رياضتي كه انجام دادند، زمين‌گير شدند و صفشان را از صف رسول الله (ص) و صف اميرالمؤمنين (ع) جدا كردند.
حضرت زهرا (س) بعد از رحلت رسول الله (ص) خطبه‌ غرّا و بي‌نظيري خواندند، كه در آن كاملاً آشكار است كه حق كدام سمت و باطل كدام سمت است، اما حتي يك نفر از او حمايت نكرد! روشن است كه اگر با وجود اين افشاگري‌ها كسي چشمش را بر روي اين چراغ بست خود به تاريكي رفته است. اگرچه از نزديكان پيامبر بوده باشند.
با آن احاديث عجيبي كه در مورد آن‌ها جعل شده، چه‌گونه مي‌شود كسي اشتباه نكند؟!
«ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِه» [10]، يعني در يك قلب دو محبّـت نمي‌گنجد، پس نمي‌توان محبت اهل بيت و دشمنان آنها را در يك قلب جمع كرد، بلكه بايد صف خود را روشن كنيم. آن‌هايي كه چشم‌هايشان را نسبت به صديقه‌ طاهره (س) بستند، از حقيقت دين جدا شدند و آن‌چه كه پذيرفتند يك پوسته و يك نفاق است و اين همان كاري است كه دشمن انجام داده است. حقيقت و باطن دين ولايت وليّ‌الله است. حقيقت دين، تجلّي ولايت خداست. اما عده‌اي نسبت به اين حقيقت، چشم خود را مي‌بندند. كساني كه مقابل حضرت صديقه طاهره (س) قرار گرفتند نيز چنين كردند و باطن دين را از دين گرفتند و تنها يك پوسته براي دين باقي گذاشتند و اينكار را از طريق جا انداختن «حسبنا كتاب الله» انجام دادند در حالي كه پيامبر تأكيد داشتند كه: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي. كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ» [11]؛ يعني دين با ولايت تمام مي‌شود؛ باطن دين چيزي جز ولايت ولي الله نيست و حقيقت توحيد از طريق تولّي و تبري حاصل مي‌شود.
اين مبارزه‌اي است كه همه‌ي حجت‌هايش تمام شده است؛ از حمايت كردن تا مقاومت كردن در كوچه، تا خطبه‌ خواندن و تا جوان‌مرگ شدن حضرت و پنهان بودن قبر او همه آياتي هستند كه صديقه طاهره (س) آنها را براي مبارزه خود تدبير كردند.
مثلاً؛ رحلت ايشان در سنين جواني يك رحلت طبيعي نيست. اين رحلت، رحلتي است كه به درخواست خود حضرت و دعاي خود ايشان رخ داده است. رواياتي در كتاب شريف كافي هست كه بر اين نكته تاكيد دارد كه معصومين عليهم السلام، نوع مرگ‌شان را خودشان انتخاب مي‌كنند. دليل رحلت و شهادت اين صديقه‌ شهيده در جواني اين است كه حجّت با او تمام شد.
طبيعي است كساني كه چشم‌هايشان را در مقابل اين چراغ بستند، از باطن دين كه ولايت است جدا شدند. اين جدايي، جدايي از خدا و رسول اوست و ديني كه باقي مي‌ماند دين نيست. اين همان است كه سيدالشهداء (ع) مي‌فرمودند: «النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِم» [12]؛ ديني كه در آن به اسم خدا و خلافت رسول الله (ص)، وجود مقدس سيد الشهداء (ع) را به شهادت مي‌رسانند و بعد از آن جشن مي‌گيرند. اين چه ديني است؟ اين دين‌داري صد بار از كفر بدتر است! اين نوع دين‌داري محصول چشم بستن به نور صديقه‌ طاهره (س) بود.


آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 17 شهریور 1389 ، 13:16
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 736

پايگاه هاي اطلاع رساني

اشتراك خبرنامه

RSS socialnet

Add to MyYahoo!
Add to Windows Live
Add to Google
Add to MyMSN